غلامعلى صفايى
305
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مانند آيهء شريفهء : خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ ( الأنبياء / 37 ) كه در آن منشاء خلقت انسان براى بيان مبالغه در عجول بودن انسان از عجله فرض شده است . الحادي عشر : يازدهمين معناى « من » استعلاء همانند « على » است ، مانند آيهء شريفهء : وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ( الأنبياء / 77 ) شاهد : در اين است كه « من » داراى معناى « على » است زيرا كه مادهء « نصر » با حرف جر « على » متعدى مىشود و مكرر بيان كرديم كه هرگاه فعلى كه با حرف جر خاصى متعدى مىشود با حرف جر ديگرى متعدى شود اين حرف جر داراى معناى همان حرف جر خاص است كه آن فعل با آن متعدى مىگشت . و قيل : گفته شده است با اين آيه نمىتوان معناى استعلاء را براى « من » اثبات كرد زيرا فعل « نصر » متضمن معناى « منع » است و اين فعل با حرف جر « من » متعدى مىشود بنابراين ديگر معناى « على » را ندارد و معناى آيه اين گونه مىشود : « منع كرديم ما او را از قومى كه تكذيب آيات مىكردند » . الثاني عشر : دوازدهمين معناى « من » بيان فصل و هم سنخ نبودن و انفكاك مجرورش از اسم قبل از خود مىباشد و اين در هنگامى است كه « من » بين دو اسم متضاد باشد ، مانند آيهء شريفهء : وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ( البقرة / 220 ) و ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ( آل عمران / 197 ) شاهد : در هردو آيه ، اين است كه « من » در مقام بيان انفكاك و از يك سنخ نبودن ماقبل يعنى « المفسد » و « الخبيث » با مابعد يعنى « المصلح » و « الطيب » است ، اين معنا را ابن مالك براى « من » ذكر كرده و به اين دو آيه براى اثبات آن استدلال